X
تبلیغات
پیکوفایل
من نقش اول این جملات نیستم . اینها صرفاْ تراوشات ذهنیست ...

خیانت

یکشنبه 2 آذر 1393 ساعت 04:09 ق.ظ

به تقلاهای زنش برای پوشاندن بدن لختش خیره شده بود.

پرسید: من...نامحرمم؟

غریبه فریاد زد: نه...

ماشه را کشید

ماشه را کشید 

و

. . .

ماشه را کشید

شلیک

پنج‌شنبه 29 آبان 1393 ساعت 12:56 ب.ظ

امروز تصمیم گرفتم

هر دو تایمان را خالی کنم

...

من و تفنگم

مدت هاست که پُریم


غربت در خانه

سه‌شنبه 27 آبان 1393 ساعت 11:32 ق.ظ

قبل از تولد پدرم ترکمان کرده بود
برادرم را در زندان می دیدم
و پسرم، در خانه دیگری بزرگ شد

...

هیچ وقت در خانه ما مردی نبود

نه...چرا ...بود....

شوهرم....

یک شب

عدالت. . .

دوشنبه 26 آبان 1393 ساعت 08:34 ق.ظ

برای آتش سوزی، برای سرقت
دل تو را بیمه نمی کنند
مردان این شهر ولی
...
با بیمه مسئولیت به دنیا می آیند

سهراب مطلقه

یکشنبه 25 آبان 1393 ساعت 08:59 ق.ظ

هر کجا هستم، باشم
نان آف یور بیزینس

مزرعه، باغ، زمین...

هرچه تملک دارم

همگی سهم خودت

آسمان سهم من است

حرف مردم !!!

. . . 

حرف مردم چه اهمیت دارد


پسر ترسو

شنبه 24 آبان 1393 ساعت 06:01 ب.ظ

خیلی وقته کسی "دختر مهربون" رو ندیده

دقیقاً از وقتی که "پسر شجاع" ترسید بگه :

«دوستت دارم»

طپش قلب

پنج‌شنبه 22 آبان 1393 ساعت 01:16 ب.ظ

نوار قلبم را که دید، خندید

دکتر هم فهمیده بود

تو...

مرا بوسیده ای

هرجایی

پنج‌شنبه 22 آبان 1393 ساعت 12:33 ب.ظ

من "هرجایی" نیستم

فقط ...

هر جا که تو باشی من هم هستم

هنوز هم....

پنج‌شنبه 15 آبان 1393 ساعت 11:06 ب.ظ

دستم لرزید...

روی پاک کردن آخرین عکستدوستت دارم، لعنتی

هنوز هم ...


بالشت ها

دوشنبه 12 آبان 1393 ساعت 11:09 ق.ظ

گاه از اشک های چشم عاشقی بی خواب

گاه از آب دهان بی خیالی خوش خواب

...

بالشت ها همیشه خیسند

خوش اشتها

چهارشنبه 7 آبان 1393 ساعت 02:01 ق.ظ

چند وقت پیش بهم گفت:

"تو دل برو"

...

الان مجبورم به بغل دستیم بگم

"میشه جمع تر بشینی"

زلف سیاهش

چهارشنبه 23 مهر 1393 ساعت 06:29 ب.ظ
دارم از زلف سیاهش گله چندان که رفتم شکایت کردم وکیل هم گرفتم حالشو میگیرم

بخت سیاه شعر سپید

جمعه 11 مهر 1393 ساعت 08:30 ب.ظ

از بخت سیاهم که حرف میزنم

می پرسند

"شعر سپید است !؟"

این مردم نه مرا می فهمند 

...نه رنگ ها را

هواشناسی

شنبه 5 مهر 1393 ساعت 07:30 ب.ظ

هوات،هوای رفتن شده بود

من اما...

به هواشناسی اعتقاد نداشتم

مخفی کاری

جمعه 28 شهریور 1393 ساعت 02:26 ب.ظ

عشق را در پستوی خانه نهان کردم

بو کشید و پیدا کرد

...

چشمهاش سگ داشت

 1   2   3   4   5   ...   51  <<

 در گودر دنبال کنید