X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
من نقش اول این جملات نیستم . اینها صرفاْ تراوشات ذهنیست ...

کتاب درسهایی درباره داستان نویسی

چهارشنبه 13 مرداد 1389 ساعت 02:48 ب.ظ

 این کتاب رو تموم کردم درس های جالبی داشت یه طرح داستان زده به سرم ولی هنوز نمی دونم چه جوری بنویسمش و اما این طرح:

 

داستان مردیست که طراح قلب مصنوعیست و فکر ساختن قلب مصنوعی وقتی به سرش میزند که می فهمد بیماری قلب زنش به قدر پیشرفت کرده که تا یکسال آینده مجبور به پیوند قلب میشود زن یکبار دچار رد پیوند قلب شده و این قلب مصنوعی شاید آخرین شانس اوست. زن و مرد بسیار به هم علاقه مند هستند یکی از کلیه های زن در بدن مرد پیوند شده و مرد زنده بودنش را مدیون همسرش است

عمل پیوند قلب مصنوعی برای اولین بار انجام میشود و زن با موفقیت عمل را پشت سر میگذارد و بعد از دوران نقاهت او هیچ مشکلی از نظر پزشکان ندارد ولی زن همواره افسرده است و روزی به مرد میگوید که این قلب را نمی خواهد پس از اصرار های مرد مبنی بر اینکه مشکل چیست زن در جواب می گوید:دیگر تو را دوست ندارم

 در گودر دنبال کنید