X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
من نقش اول این جملات نیستم . اینها صرفاْ تراوشات ذهنیست ...

تمیز شدم

پنج‌شنبه 22 مهر 1389 ساعت 11:47 ب.ظ

بالاخره قسمت شد یه آرایشگاه بریم اونم در انتهای تدابیر شدید امنیتی به ۱۰ نفر سپردیم که هوامونو داشته باشن به ۲۰ نفر سپردیم به اون ۱۰ نفر اول زنگ بزنن خلاصه با کلی دلهره زدیم از بیمارستان بیرون ..
رو صندلی آرایشگاه هم داشتم از اضطراب میمردم آخه یه مریض بد حال هم داشتیم که تازه یه کم حالش بهتر شده بود گفتم اگه این دوباره حالش بد شه چی؟فکرشو بکنین نصف کلم رو کوتاه کرده باشن بعد من بخوام برگردم بیمارستان خلاصه موهارو کوتاه کردیم و یه دوش هم گرفتیم و الان دیگه تازه شدیم مثل انسان های متمدن
      

 در گودر دنبال کنید